تبليغاتX
يادداشت‌هاي يك شبه‌كرگدن - I need one good tillerman

اتفاق خوب یعنی چی؟ نمی‌دانم. فکر کنم یعنی از سفر برگشتن، یا در تنهایی برف تماشا کردن و چای خوردن، یا با دوست نازنینی، خیلی نازنین، زیر درخت ایستادن و در باران سیگار کشیدن، یا وسط روز در انتهای کوچه‌ای دمی در ماشین به خواب رفتن، رسیدن به گنجینه‌ای از موسیقی و غارت کردنش، پیدا کردن آن چیزی که بتوانی بگویی خودِ خودِ خودشه، گپ زدن با کسی که نمی‌شناسَدَت سر موضوعی که تنها نخ ربط بین تو و اوست. هیچ کدام، هیچ کدام، هیچ کدام اتفاق خوبی نیستند. اگر نه چرا وقتی تمام می‌شوند مرا تلخ و فشرده باقی می‌گذارند؟ دنبال اتفاق خوب گشتن... می‌دانم اساساً این توقع برای من نباید پیش بیاید. خودم هم نمی‌خواهم. می‌دانم در گذر اند و زور من نمی‌رسد نگه‌شان دارم. می‌دانم آن‌ها هم زورشان همین قدر است؛ برای یک دقیقه اند، حتی کم‌تر.  اما درخت‌های لخت تمیز قبراق را می‌بینم که دست‌هایشان را گشوده‌اند و گردن کشیده‌اند به آسمان،‌ (به خصوص در پارک خالی و پرتی نزدیک اول شب) به تنه‌شان که تکیه می‌دهم از حسودی گریه‌ام می‌گیرد. گریه نمی‌کنم یک مشت می‌زنم بهشان؛ لعنتی‌های خندان، لعنتی‌های زنده. یک مشت هم به خودم، یک چک. نمی‌شود، اگر می‌شد یک لگد.

Hey ! Mr Tambourine Man…

Though you might hear laughin', spinnin' swingin' madly across the sun

It's not aimed at anyone, it's just escapin' on the run

And but for the sky there are no fences facin'

And if you hear vague traces of skippin' reels of rhyme

To your tambourine in time, it's just a ragged clown behind

I wouldn't pay it any mind, it's just a shadow you're

Seein' that he's chasing.

Hey ! Mr Tambourine Man…

آی داریه‌زن...
ببین اگه صدای غش‌غش خندیدن و مثل خُلا شیلنگ‌تخته انداختن شنیدی، بدون که واسه خاطر هیچ کی نیست، فقط یکی می‌خواد زودتر دربره طرف آفتاب و اگه آسمون نبود دیگه هیچ چی نمی‌تونست جلوشو بگیره و اگه پشت سرت یه صدای میهم داشت با آهنگ داریه‌ات ورجه وورجه می‌کرد بدون که یه دلقک هپلیه من که محلش نمی‌ذارم می‌بینی؟ داره دنبال سایه‌اش می‌کنه
آی داریه زن...
(ترجمه: علی فارسی‌نژاد)

+  شنبه 1387/11/19     |