« ... همه سعي كردند مسائل ما را از نظر سياسي بررسي كنند... من فكر ميكنم اين كار اشتباه است... اين كار به چند دليل در مورد ما لااقل صدق نمي كند... در طول تاريخ دو هزار ساله، ما امكان اين را نداشتيم كه سياسي باشيم هيچوقت در طول تاريخ ما نبوده كه آزادي دمكراتيك وجود داشتهباشد كه من بتوانم بروم دنبال تحصيلات سياسي خودم. يا عقايد خودم را شكل بدهم. نداشتيم. كريم خان زند؟! تمام شد و رفت. نميدانم همين! چيز ديگري به نظر آدم نميآيد. ده سال، بين سالهاي 1325 تا 1332 يك مقداري آزادي بود، چيزي نبود كه به جايي برسد. بنابراين ما مملكتي نيستيم كه ساختار سياسي داشته باشيم. نميتوانيم سياسي تحليل كنيم... جامعهي ايران يك چيز هچل هفت است از فئوداليسم و كاپيتاليسم بورژوازي كمپرادور ... كوچنشيني عشايري دارد كه مثل دو هزار سال قبل زندگي ميكند، آدمهايي را هم داريم كه مثل قرن 21-22 دارند زندگي ميكنند. بنابراين تو حتي نميتواني يك تحليل فراگير اجتماعي بدهي.
گروههاي چريكي چپي... يا مثلا ماركسيسم ناب، نه بابا اين حرفها نبود... حالا يكي موهايش را ژل ميزند يكي نميدانم چفيه ميبندد ولي همه يكي هستيم. فرقي نميكند... چپيهايمان جدي نبودند... يك خبرنگار درجه يك آمريكايي آمده بود ايران...كسي بود كه تمام انقلابهاي دنيا را پوشاندهبود . پيرمرد. كوبا بود. چين بود. نميدانم در همه جا بوده. بعد آمدهبود ايران و من داشتم باهاش كار ميكردم. بردمش دانشگاه كه مقر تمام اين چريكهاي فدايي و چپيهاي آن موقع بود. كه نميدانم سنگر درست كرده بودند و از اين حرفها. براي من خيلي عالي بود... ميگفتم اَ ببين چه مبارزاتي چريكبازي و فلان و اينها. با يارو كه رفتم، گفتم اين خوبه؟ اين ها را ببين!! گفت بابا اينها كه همش بازي پيشاهنگيه...
...خودت را مقايسه نكن با چريك نيكاراگوئه. نيكاراگوئه يارو بيست سال داشته در جنگل مبارزه ميكرده. ما كجا بيست سال سابقهي مبارزه در مثلا جنگل داشتيم؟ نداشتيم كه. بنابراين يارو گفت نه اينها چيزي نيست. همهاش سطحي است. و سطحي هم بود كه همهاش از بين رفت.»