... و گمان ميكنم مه گرفتگي روح دلايل ديگري دارد كه در ژرفا پنهان است. يكي از آنها جزرومد زندگي است؛ گو اينكه نميدانم چه چيز موجب جزر يا مد مي شود ...
يادداشتهاي روزانهي ويرجينيا وولف- دوشنبه 12 مه 1919-
وقتي لبخندها جواز وحشتاند
ديگر حتي نميشود
براي كلاغي هم
كلاهي برداشت
دامني چين داد
...
چه ميشد اگر
با همان چشمها
با همان دستها
با همان پاهاي ساكتِ پاورچين
در خوابِ ظهرهاي كِركِر خنده
پير ميشديم؟
ديروز
حالا
و لابد فردا هم
بايد پلك بكشيم روي چشمهاي مصنوعي
پنجره را هر شب بر روي ماه
ببنديم
و در اتاق كوچكِ كمعمق،
ترسو شنا كنيم
مويي سپيد ميشود
حواس كسي نيست
بر تاب و پيچ پرچم تسليمي، بر فراز دامنِ چينچين
وقتي لبخندها جواز شهوتاند